محمود افشارطوس و همسر و فرزندان وي
1. محمود افشارطوس 2. فرزين افشارطوس 3. بهشيد افشارطوس 4. فرشيد افشارطوس 5.همسر وي
در سالروز کودتای 28 مرداد، به یاد روایتی از کشته شدن سرلشگر محمود افشارطوس افتادم که در دوران نوجوانی شنیده بودم. در روایت های مربوط به کودتای 28 مرداد و از میان دوستان دکتر مصدق، نام افشارطوس به عنوان یکی از یاران وفادار وی و مردان بزرگ ایران زمین به چشم می خورد. این روایت را در آرشیو روزنامه تایمز پیدا کردم. متن زیر را از مقاله روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ 14 اردیبهشت 1332 ترجمه کردم که خوشبختانه آرشیو آن توسط تایمز روی اینترنت قرار داده شده است. انتشار این مقاله در زمان کشته شدن سرتیپ افشارطوس بوده و ارتباط وی با مصدق و نحوه کشته شدن او را شرح می دهد:
ایران: در یک کوچه پارسی
سرتیپ ژنرال خوش سیما، محمود افشارطوس، در 45 سالگی رئیس پلیس (شهربانی) ایران بود. او سیاسی نبود و بی طرفانه قانون را اجرا می کرد، خصلتی که در ایران استثنایی بود و به نظر تند و خشن جلوه می کرد. چهار ماه قبل، محمود مصدق، دایی مادرزن محمود (افشار طوس)، وی را به سمت رئیس پلیس ملی برگزید. پس از اینکه مصدق ارتش را (با اعمال فشار) از شاه گرفت، محمود افشارطوس نامزد فرماندهی ارتش نیز شد. محمود به سرعت پیشرفت می کرد.
عصر یک روز در هفته گذشته، محمود (افشارطوس) که همیشه آدم وقت شناسی بود، دو ساعت دیر به سر کار خود رسید. او نامه های خود را جستجو کرد تا به نامه ای رسید و آن را چندین بار خواند. ساعت 9 شب، تپانچه خود را بست، کیف خود را برداشت و به راننده خود گفت که او را در خیابان خانقاه پیاده کند. او کیف و اسلحه خود را در (اتومبیل) بیوک رها کرد و در خیابان خانقاه به راه افتاد، خیابانی کوچه مانند و مملو از آپارتمان مانند لانه زنبور. او برای لحظه ای در جلوی یک سبزی فروشی توقف کرد، از یک پسر آدرس حسین “فلانی” را پرسید (که پسر نتوانست بقیه نام را به خاطر بیاورد) و به راه افتاد و ناپدید شد.
قرار با زنان. ساعت 1 صبح نخست وزیر مصدق با خبر ناپدید شدن (افشارطوس) از خواب پرید، در عرض چند دقیقه 500 پلیس به محلی ریختند که افشارطوس ناپدید شده بود.
خیابان خانقاه محلی نبود که رئیس پلیس ایران بتواند بدون محافظ به آن وارد شود. برخی از کینه توز ترین دشمنان مصدق فرماندهی خود را در آن منطقه قرار داده بودند، از جمله انجمن افسران بازنشسته و خزب فاشیستی سومکا. البته این محله، مکان زنان بدنام هم بود و رئیس پلیس ایران هم آوازه زن بازی داشت.
در ابتدا جستجو روی زنان متمرکز شد. روزنامه عمدتا طرفدار مصدق، باختر امروز، نوشت: “مشخص است که ژنرال مسیر خود را تغییر نداده تا با زنان ملاقات نکند”. پلیس چند تن از زنان از جمله تامارا، زن زیبارویی که دو دهه قبل رقصنده معروف تهران بود به همراه رقصنده دیگری به نام هلن و همچنین نلی، کارگر قدبلند و جدی میخانه را بازجویی کرد. آن ها چیزی نمی دانستند و آزاد شدند. سپس پلیس به سراغ سرلشگر فضل الله زاهدی، رهبر انجمن افسران بازنشسته و از دشمنان قسم خورده مصدق رفت که البته نتوانست او را پیدا کند. دولت 000’500 ریال -معادل 15000 دلار- (جایزه) برای ارائه اطلاعات در مورد افشارطوس تعیین و تعهد کرد که امنیت کسانی را که افشارطوس را آزاد کنند تامین کند.
بدنبال حسین. افراد پلیس با حوصله خانه به خانه و در بین همسایه ها به دنبال حسین می گشتند، کاری مشابه جستجوی “جو” در محله جنوبی شیکاگو. زمانی که به خانه حسین خطیبی سیاستمدار رسیدند، کسی که زمانی از طرفداران برجسته مصدق و اکنون از مخالفان او بود، متوجه بوی سنگین عطری که با رایحه دیگری مخلوط شده بود شدند. در بازجویی، مستخدمین افشا کردند که رایحه دیگری که عطر برای مخفی ساختن آن به کار رفته بود، کلروفرم بوده است.
باقی داستان نیز به مرور مشخص شد. در آن شب شوم، افشارطوس با این بهانه به منزل خطیبی رفته بود تا نقش میانجی را بین مصدق و مخالفانش ایفا کند. توطئه گران منتظر، او را ربودند، او تقلا می کرد که سرانجام بوسیله کلروفرم بی هوش شد. توطئه گران افشارطوس را به کوه های اطراف تهران بردند، شکنجه و سرانجام خفه کردند. این هفته پلیس جسد را در حالی که طنابی در اطراف گردن، دست ها و پاهایش بود، در قبر کم عمقی نزدیک جاده ای در اطراف تهران پیدا کرد. پلیس خطیبی و چند سرتیپ دیگر مرتبط با سرلشگر زاهدی را که هم اکنون ناپدید شده بود دستگیر کرد.
مصدق دستور داد که تابوت پیچیده شده در پرچم (ایران) افشارطوس را سوار بر ارابه ارتشی در خیابان های تهران بگردانند و یک روز را روز عزای ملی اعلام کرد. روز خاکسپاری افشارطوس مصادف با دومین سالگرد به قدرت رسیدن مصدق بود.
پایان مقاله
داستان قتل افشارطوس بسیار پیچیده تر از گزارش کوتاهی است که در مجله نیویورک تایمز نوشته شد. یکی از مقالات نسبتا کامل در رابطه با سرتیپ افشار طوس را می توانید در این آدرس بخوانید. به نظر می آید که آیت الله کاشانی نقشی در سناریوی قتل افشارطوس نداشته است، هرچند که حمایت های متعدد وی از زاهدی پس از آن و در زمانی که روابط او با مصدق تیره بوده، به نوعی تایید این اقدام تلقی شده و ضربه بزرگی را به نهضت ملی وارد آورده است. شایان ذکر است که 14 نفر در ارتباط با قتل سرتیپ افشارطوس بازداشت شدند که پش از کودتای 28 مرداد همگی آزاد گشتند. در روز شنبه سی آبان ماه 1332، دادگاه کلیه متهمان را از اتهام قتل تبرئه کرد.







